narsis75
اینجا نارسیس 75 منم نرگسم خوش اومدیدحتتتتتتتما به آرشیو سر بزنید
درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند معنی کور شدن را گره ها می فهمند سخت بالا بروی ساده بیایی پایین قصه ی تلخ مرا سرسره ها می فهمند به سلامتی کسایی که تو خاطرمون ابدی ان ولی تو خاطرشون عددی نیستیم درست زمانیکه سرت جای دیگری گرم است دل من اینجا یخ میزند و چه فاصله ی زیادیست ...دل من تا سر تو....... خسته ام دلم کمی هوا میخواهد اما در سرنگ روی بعضی از خاطرات باید نوشت : آهسته به یاد آورده شود خطر ریزش اشک ویرانم به اندازه ی فرمانده لشکری که تنها دخترش عاشق سرباز دشمن شده است تنهاییت را پر میکنم با تمام زندگی ام زندگی ام را پر میکنی با تنهایی ات ؟ خیلی سخته که با آب خوردن بغضی رو بفرستی پایین ولی چند ثانیه بعدش همون بغض از چشمات بریزه پایین کاش میدانستم چه کسی این تقدیر را برایم بافته تا به او می گفتم : یقه را آنقدر تنگ بافته ای که بغضهایم را نمیتوانم فرو دهم من مرده ام اما به جای خاک زیر پوست خودم دفن شده ام و مثل مترسک ایستاده ام تا کلاغها جایی برای نشستن داشته باشند
| Power By:
LoxBlog.Com |